یکشنبه، 22 آبان، 1384
نوک پیکانای انتقاد به طرف دستاورد
به نام او
نوک پیکانای انتقاد به طرف دستاورد
واکنشا و پیامدای شماره دوم نشریه دستاورد از طرف دو گروه بود:
الف) از طرف دانشجوها
ب) از طرف مسوولای دانشکده
دانشجوها هم دو دسته بودند؛ بعضیا موافق نشریه بودند. یعنی کاملاً با نشریه مخالف نبودند اما یه سری انتقادا و پیشنهادایی داشتند که درست و بهجا هم بود. بعضیا هم کاملاً مخالف نشریه بودند و اصلاً میخواستند سر به تن نشریه نباشه. البته این افراد بسیار کم بودند و بعد از انتشار چند شماره تعدادشون کمتر و کمتر هم شد و به دسته اول پیوستند.
اما واکنش مسوولای دانشکده خودش به قسمت تقسیم میشه:
الف) اختصاص دادن نیمی از وقت تریبون آزاد روز سهشنبه23/7/81 به نشریه دانشجویی دستاورد
ب) صحبتای خصوصی دو تن از اعضای کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی یعنی معاون فرهنگی- دانشجویی اون زمون حاجآقا حسینی و معاون پژوهشی اون زمون دکتر فقهیزاده
ج) سخنرانی ریاست دانشکده حاج آقا ریشهری
د) قسمتی از سخنان معاون فرهنگی- دانشجویی حاج آقا حسینی بین دانشجوها تو خوابگاه برادران
البته حرف و حدیث درباره دستاورد تا چند روز نقل کلام هر مجلسی بود. همچنین انتقادا، پیشنهادا، نیش و کنایهها، بدوبیراهها، تحسینها و...و...وها بود که یهراست به حساب ما واریز میشد. در یه کلام این روزا نوک پیکانای انتقاد به طرف دستاورد بود. اما از میون تموم واکنشا دو تا از اونا خاطرهانگیز بود.
شامگاه روز انتشار نشریه یعنی 22مهر توی خوابگاه برادرا فیلم سینمایی «زیر نور ماه» ساخته آقای سید رضا میرکریمی(1379) رو نشون میدادند. نمیدونم فیلم رو دیدید یا نه؟ موضوع فیلم به قشر روحانیون و طلاب برمیگرده. اگه ندیدید حتماً ببینید. اون شب تقریباً نشریهها رو بین دانشجوها بالاخص وردیای جدید توزیع کردم و دیگه همه با این شماره دستاورد کم و بیش آشنا شده بودند. فردا صبح قرار بود تو دانشکده تریبون آزاد برگزار بشه. این اولین باری بود که دانشکده تو دوره ما ورودیای79 تریبون آزاد برگزار میکرد.
صبح سه شنبه به دانشکده رفتیم. به علت عدم حضور دانشجوها با دقایقی تاخیر ساعت10:15 جلسه شروع شد. تا ظهرهم طول کشید. دانشجوها زیاد نبودند؛ با اینکه صبح سهشنبه بود و کسی کلاس نداشت. بیشتر ورودیای جدید اومده بودند. خب! اونا هم طبیعتاً اول ورودشون یهخورده داغند و همیشه تو هر برنامهای پیشقدمند. از مسوولای دانشکده هم فقط معاون فرهنگی- دانشجویی حاجآقا حسینی حضور داشت و مسوول دفترش آقای معصومی. تقریباً نصف جلسه درمورد مسائل صنفی گذشت. اما نصف دیگهاش درمورد شماره دوم نشریه دستاورد بود. انگاری همه دانشجوها با دیدن این شماره چشماشون چهارتا شده بود. آخه هیچکی انتظار نداشت همچین نشریهای تو دانشکده اون هم علوم حدیث چاپ بشه. تو جلسه، هم موافقا هم مخالفای نشریه صحبت کردند. من در دو مقوله صحبت کردم. کمی درباره مسائل صنفی دانشکده و بیشتر درمورد نشریه دانشجویی دستاورد بالاخص این شماره. تا تونستم هم از نشریه دفاع کردم و به سوالای دانشجوها جواب دادم.
اما خودمونیم اگه همین دو صفحه نشریه هم نبود، جلسه تریبون آزاد بیمزه میشد و کسی حرفی نداشت.
پیامهاى دیگران
( نظر بدین )
¤ نوشته شده در ساعت 18:21 توسط Sayyed hesam ابتهی
شنبه، 7 آبان، 1384
سیگارفروشی با ...
به نام خالق قلم
سیگارفروشی با مدرک معتبر از دانشکده علوم حدیث
و
آیا آخوندها فقط خودشان را میبینند؟
اولای سال تحصیلی82-1381 بود. آقای حسینینژاد به من پیشنهاد کرد که مدیرمسوولی نشریه نوپای دستاورد رو به عهده بگیرم. بالاخره هم تونست من رو با کلی شکلات و پفک گول بزنه. من هم قبول کردم. نامهاش رو به کمیته ناظر بر نشریات دانشکده نوشتیم. اونا هم که کف دستشون رو بو نکرده بودند، زود قبول کردند(احتمالاً بعداً هی خودشون رو به خاطر این کار نفرین کرده اند). بالاخره من شدم مدیرمسوول نشریه دانشجویی دستاورد.
قبل از هر چیز یه نکتهای رو لازمه بگم و اون اینه که طبق قوانین، دانشکده هیچگونه کمکی به نشریات دانشجویی مستقل که صاحبامتیاز اون دانشجو بود، نمیکرد و تمام هزینهها رو باید شخص دانشجو از جیب مبارکش میپرداخت. مثلاً یادمه هزهای شماره اول نشریه دستاورد توسط صاحبامتیاز نشریه یعنی آقای حسینینژاد تامین شد. البته کمتر از یهپنجم هزینهها از فروش نشریه و بقیهاش از جیب مبارک. حتی دانشکده حاضر نشد تکثیر نشریه با حساب خود دانشجو تو دانشکده یا آستان انجام بشه. اما نشریاتی که صاحبامتیاز اون به یکی از قسمتای دانشکده مربوط میشد، از هرگونه کمکی برخوردار میشد. مثلاً چون صاحبامتیاز نشریه دانشجویی روایت معاونت فرهنگی- دانشجویی بود، دانشکده واسه هر شمارهاش بیش از 200هزارتومن خرج میکرد.
بگذریم! حالا وقت اون شده بود که شماره دوم نشریه رو منتشر کنیم. شماره دوم روز 22مهرماه سال1381 چاپ شد؛ یعنی برابر با اولین روز تحصیل دانشجوهای ورودی81. به همین خاطر بالای نشریه نوشتیم: «ویژهنامه ورودیهای81» و نشریه رو رایگان به اونا هدیه کردیم. از مشکلات شماره دوم یکی نبودن دبیر داخلی نشریه بین خانومای دانشجو بود و ما مجبور بودیم واسه توزیع نشریه از امور فرهنگی خواهران خانم اثناعشری کمک بگیریم. ایشون هم از این برنامه استقبال خوبی کرد که جا داره در اینجا از ایشون تشکر کنیم. این روند واسه شمارههای سوم و چهارم هم ادامه داشت تا اینکه از شماره پنجم دبیران داخلی وارد کار شدند. یکی دیگه از مشکلات هزینههای نشریه و نداشتن بودجه بود. خوشبختانه همون روزا آقای حسینینژاد دستگاه رایانهای خریداری و با هماهنگی در اتاق کوچک بالای خوابگاه نگهداری کرد(یادمه به اون اتاق کوچیک میگفتیم «دخمه»). به خاطر همین از بابت تایپ و صفحهآرایی نشریه مشکلی نداشتیم. میموند هزینه تکثیر. واسه همین تصمیم گرفتیم نشریه رو در قطع دوصفحهA4 چاپ کنیم و فعلاً از جیب مبارک آقای حسینینژاد پول تکثیر رو تامین کنیم. البته بعد از مدتی که نشریه تو دل بچهها جا باز کرد، خود دانشجوها کمک نقدی میکردند و هزینههای نشریه تامین میشد.
دو تا مطلب اصلی تو شماره دوم نشریه بود. یکی مصاحبهای کتبی بود با تیتر اصلی «سیگارفروشی با مدرک معتبر از دانشکده علوم حدیث» و زیرتیتر «مصاحبه با پیرمردهای دانشکده». درواقع اولین اقدام در دوران مدیرمسوولی من این بود که تصمیم گرفتیم مصاحبهای کتبی با سال آخریا(ورودیای78) که دراصل اولین دوره دانشجوها و به اصطلاح پیرمرد، پیرزنای دانشکده بودند، انجام بدیم. واسه همین یه چندتا سوال اساسی طرح کردیم و هم تو ستون آزاد و بقیه بردای دانشکده نصب کردیم و هم سوالا رو در برگههایی چاپ و بین برخی دانشجوها تقسیم کردیم. اما متاسفانه علیرغم وجود حدود 80نفر ورودی78 فقط تعداد 7برگه جواب به دستمون رسید. تازه! اونا هم از طرف آقایون بود نه خانوما. به هرحال جوابا روجمع و جور کردیم و همه اونا رو با کمی تغییر و تخلیص تو شماره دوم نشریه چاپ کردیم. یکی از پاسخدهندگان در جواب به سوال «فکر میکنید در آینده چه شغلی پیدا میکنید؟» گفته بود: «شغل شریف بیکاری، اگر زرنگ باشم شغل پردرآمد سیگارفروشی». ما هم پیش خودمان گفتیم این حرف رو یکی از دانشجوها گفته که قراره چند وقت دیگه از دانشکده علوم حدیث مدرک معتبر بگیره. واسه همین تیتر «سیگارفروشی...» رو انتخاب کردیم. به این نوع تیترا میگن «تیتر استنباطی»( واسه اطلاع بیشتر به کتاب «خبر» نوشته یونس شکرخواه صفحه59 مراجعه کنید). خودمونیم حالا که میبینیم بعضی از فارغالتحصیلای دانشکده با وجود اینکه مدرک معتبر هم دارند، حتی سیگارفروش هم نشدهاند.
مطلب دیگه رو یکی از دانشجوهای ورودی79 نوشته بود و تیتر «رسم مهماننوازی» رو انتخاب کرده بود. ما که دیدیم تیتر جالبی نیست، با شخص نویسنده کلی حرف زدیم تا بالاخره راضیاش کردیم تیتر «آیا آخوندها فقط خودشان را میبینند؟» رو واسه مقالهاش انتخاب کنه. البته هر کی مقاله رو بخونه متوجه میشه که موضوع مربوط به داوطلبای81 دانشکده است که بیشتر اونا روزای آزمون کتبی و مصاحبه محل اسکان مناسبی نداشتند. نویسنده در قسمتی از مقالهاش مینویسد: «خود به عینه شاهد بودم که دو داوطلب پسر پس از قبول نشدن در آزمون کتبی گفتند اینجا همهاش پارتیبازی و بخوربخور است و آخوندها فقط خودشان را میبینند، نه کس دیگر را.» ما هم این قسمت مقاله رو گرفتیم و پس از مشورت قرار شد تیتر «آیا آخوندها...» رو واسه مطلب انتخاب کنیم. به این نوع تیترا هم میگن «تیتر مبتنی بر نقل قول»(به همون کتاب مراجعه کنید).
البته یه مطلب جالب دیگه هم تو همون شماره چاپ کردیم. در قسمتی از اون مطلب طنز درمورد ازدواج دانشجویی اومده بود «گاو نر میخواهد و گاو کهن». ما هم عیناً همون جمله رو تیتر کردیم.
هفته دیگه واکنشا و جنجالای شماره دوم را میگم. حتماً بخونید.
پیامهاى دیگران
( نظر بدین )
¤ نوشته شده در ساعت 14:9 توسط Sayyed hesam ابتهی
دوشنبه، 2 آبان، 1384
شب قدر
اللّهُمَّ ارزُقنی فیهِ فَضلَ لَیلَةِ القَدرِ
فرازی از دعای روزهای ماه مبارک رمضان
رمضان دعوتی است معنوی و تو میهمان عرش خدایی.
رمضان موعد عروج است و شب قدر میعاد بیداران و معراج شبزندهداران.
ان شاءالله ادامه خاطرات بعد از لیالی قدر
التماس دعا
پیامهاى دیگران
( نظر بدین )
¤ نوشته شده در ساعت 7:27 توسط Sayyed hesam ابتهی
دوشنبه، 25 مهر، 1384
اولین دستاورد دانشکده
یا نور و یا قدوس
اولین دستاورد دانشکده
و بدین ترتیب پس از 405روز(حدود 13ماه) انتظار بالاخره مجوز انتشار نشریه دانشجویی دستاورد صادر شد و در تاریخ29/3/1381 اولین شمارهش و در تاریخ8/4/1382 آخرین شمارهش منتشر شد. واما بشنوید از اولین شماره...
کمتر از دو ماه از استعفای مدیرمسوول نشریه دانشجویی روایت میگذشت. حالا ممکنه بعضیا بپرسن قضیه نشریه روایت چی بود؟ اون خودش یه داستان طولانیه. ولی در کل قضیه این بود که تو نشریهای که امتیاز اون متعلق به دانشکده بود و هزینههای مالیاش رو دانشکده تامین میکرد، مطالبی چاپ شده بود که به پر قبای بعضی از مسوولای دانشکده برخورده بود و با واکنش سریع اونا مواجه شد. این قضیه باعث یه سری جنجالایی تو دانشکده شد و یکی از اونا استعفای مدیرمسوول نشریه روایت بود.
تو این شلوغ پلوغیا بود که یه دفعه سر و کله نشریه دانشجویی دستاورد پیدا شد. البته یه نشریه دیگه هم به نام مدرس میخواست به قول خودش به دنیا بیاد ولی علیالظاهر به دنیا نیومده سقط شد. این هم کاریکاتورش که اون زمون اون زمون یکی از دانشجوها هفتاد و نهی کشید.
به هرحال اولین شماره نشریه دانشجویی دستاورد با عنوان «یادنامه شهیدان دکتر چمران و دکتر شریعتی» زمونی چاپ شد که هیچ رقیبی واسه نداشت و این باعث شد که از طرف دانشجوها و مسوولای دانشکده از اون استقبال خوبی بشه. هنوز اون سخنرانی کوتاهی رو که روز چهارشنبه 5/4/1384 تو نمازخونه دانشکده انجام دادم، یادم نمیره. موضوع سخنرانی توکل بر خدا بود. من تو اون سخنرانی به مشکلات و سختیهای انتشار شماره اول نشریه دستاورد اشاره کردم.
مطالب اون شماره ببیشتر حول محور شهید چمران و دکتر شریعتی بود که با صفحهآرایی زیبیای آقای حسینینژاد بسیار جالب شده بود. تو اون شماره مطالبی از برخی از آقایون و خانومای دانشجو چاپ شده بود. من هم مثلاً خبرنگار بودم.
بعد دیگه امتحانای پایان ترم شروع شد. یادمه تو اردوی پایان سال تحصیلی(روته) از طرف نشریه دستاورد برگههای فراخوانی واسه شمارههای بعدی تقسیم شد و این آخرین فعالیت نشریه دستاورد تو سال تحصیلی 81-1380 بود.
راستی! تا یادم نرفته بگم که هنوز طرح پشت جلد شماره اول به میز بعضی از اتاقای آستان و دانشکده نصب شده:
امروز گذشت...
یک قدم به مرگ نزدیکتر شدیم...
به خدا چطور؟!
پیامهاى دیگران
( 1 نظر )
¤ نوشته شده در ساعت 5:48 توسط Sayyed hesam ابتهی
دوشنبه، 18 مهر، 1384
روزی که دانشکده دستاورد نداشت !
بسم رب شهر رمضان
روزی که دانشکده دستاورد نداشت !
هنوز نامهاش رو نگه داشتهام. اولین نامه صاحبامتیاز نشریه دانشجویی دستاورد آقای سید محمد حسینینژاد مورخ23/7/1379 رو خطاب به دبیرخانه کمیته ناظر بر نشریات دانشگاهی دانشکده علوم حدیث. درحالیکه به گفته معاون فرهنگی- دانشجویی وقت آقای سید حمید حسینی هنوز [بعد از بیش از یکسال] در دانشکده همچین کمیتهای وجود خارجی نداشت و قرار شد انتشار نشریات دانشجویی مستقل در آینده انجام بشه.
ولی آقای حسینینژاد تسلیم نشد و دوماه بعد بازم نامهای خطاب به قائم مقام اون زمون دانشکده آقای قاضیعسکر نوشت و درخواست خودش رو تکرار کرد.
بالاخره پس از گذشت بیش از دوسال از تاسیس دانشکده اولین جلسه کمیته در روز شنبه3/9/1380 با حضور آقایون سید حمید حسینی، دکتر فقهیزاده، محسنی و معصومی تشکیل شد. تو اون جلسه مجوز سه تا نشریه به نام 1- گاهنامه «دستاورد» به مدیرمسوولی سید محمد حسینینژاد(ورودی78)، 2-گاهنامه «الف» به مدیرمسوولی سید مجتبی شهسواری(ورودی78)، 3-ماهنامه «روایت» به مدیرمسوولی خانم مولود توکلی(ورودی78).
گاهنامه «الف» بنابه عللی نامعلوم هیچوقت منتشر نشد. نشریه روایت هم که تا اون زمون یعنی تا یهسال بدون مجوز منتشر میشد(!) حالا بهخاطر شرکت در چهارمین نمایشگاه نشریات دانشجویی ویژه دانشگاههای استان تهران (11-9دیماه1380- دانشگاه علم و صنعت ایران) ز مجوز گرفت وگرنه معلوم نبود کِی کمیته تشکیل میشد؟! هنوزم این نشریه منتشر میشه. و اما دستـاورد... .
پیامهاى دیگران
( نظر بدین )
¤ نوشته شده در ساعت 15:32 توسط Sayyed hesam ابتهی
یکشنبه، 10 مهر، 1384
دانشکده علوم حدیث کجاست؟
یا علی و یا عظیم
دانشکده علوم حدیث کجاست؟
سلام دوستان و همراهان!
اگه یه نفس عمیق بکشید، بوی ماه رمضون رو حس میکنید. بله! ماه مبارک رمضان از این هفته شروع میشه. من چند روز پیش تو یه همایشی درمورد استهلال شرکت کردم. منجمی با استدلالات علمی ثابت کرد که روز چهارشنبه اول ماه مبارکه. پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان رو به تموم خونندگان بالاخص بروبچ باحال دانشکده تبریک میگم.
بهتر دیدم قبل از اینکه وارد بحث اصلیمون یعنی خاطرات انتشار نشریه بشیم، یه مقدمهای از تاریخچه دانشکده علوم حدیث واسه اونایی که اطلاع چندانی ندارند بالاخص ورودیای جدید بنویسم. بعد خاطرات رو شروع کنم.
همون طور که قبلاً گفتم از نظر جغرافیایی دانشکده علوم حدیث جنب حرم حضرت عبدالعظیم(علیهالسلام) شهرری استان تهران واقع شده و جزء پروژههای آستان محسوب میشه و چون زیر نظر آستان حضرت عبدالعظیم(علیهالسلام) هست، جزء دانشگاههای غیرانتفاعی حساب میشه. رئیس دانشکده حاجآقا ریشهریه. تو آبانماه سال 1378 افتتاح شد. همون سال اولین گروه دانشجوها یعنی حدود 80نفر به دانشکده وارد شدند. 40نفر آقایون و 40نفر خانوما. ورودیای78 رو میگم. هنوزم بعضیا از اونا تو دانشکده تو مقطع کارشناسیارشد درس میخونند. سال دوم ورودیای79 حدود 60نفر بودند؛ اما این دفعه 40نفر آقایون و 20نفر خانوما. سال سوم حدود 40نفر وارد دانشکده شدند. اون سال هم آقایون و خانوما تقریباً مساوی بودند. از سال81 به بعد خانوما گوی سبقت رو از آقایون ربودند و هرسال تعدادشون بیشتر شد. الان تقریباً حدود 300-200دانشجو تو دانشکده علوم حدیث تحصیل میکنند.
البته بیشتر دروس این دانشکده حوزویه اما شیوه تدریس اونا دانشگاهیه. کلاً سیستم دانشگاهی تو دانشکده برقراره. دانشجوهاش هم به قول معروف بچهمثبتند. لااقل بچهمسلمون. تو اساتید این دانشکده هم روحانی دیده میشه هم کت و شلواری. به اقتضای درسا اساتید مشخص میشند. اما الحق و الانصاف دانشکده از اساتید مجرب و مهم تهرون و قم واسه تدریس دعوت میکنه.
اما از وضع فرهنگی دانشکده بگم. سال اول که هیچگونه تشکل دانشجوییای تو دانشکده نبود. سال دوم بسیج دانشجویی و کمکم نشریات دانشجویی، هلالاحمر، بوستان قرآن و... بهوجود اومد. سال اول تو دانشکده هیچ نشریه دانشجوییای منتشر نمیشد. انتشار نشریه روایت هم از پاییز79 شروع شد. تو خردادماه81 هم که نشریه دستاورد اضافه شد و آذرماه82 بود که نشریه ذرهبین هم به جمع نشریات دانشجویی دانشکده پیوست. البته درحال حاضر فقط نشریات روایت و ذرهبین منتشر میشند که انشاءالله بعداً دراینباره توضیحات بیشتری میدم.
***
امسال شش سال از اون روز میگذره و تو این شش سال دانشکده وقایع و حوادث بسیاری رو پشت سر گذاشته که قراره بعضی از اون ماجراها رو واسه شما تعریف کنم. شاید به درد بخوره. امسال هم دانشکده هفتمین سال کار خودش رو آغاز میکنه و معلوم نیست چه وقایع و ماجراهایی پیشرو داشته باشه.
پیامهاى دیگران
( نظر بدین )
¤ نوشته شده در ساعت 21:31 توسط Sayyed hesam ابتهی
جمعه، 1 مهر، 1384
آغاز سال تحصیلی
به نام خالق قلم
آغاز سال تحصیلی
سلام دوستان و همراهان!
بالاخره انتظار به سر رسید و سال تحصیلی جدید شروع شد. اول تبریک میگم سال جدید تحصیلی رو خدمت همه خونندگان عزیز بالاخص دانشجوها. انشاءالله که سال جدید تحصیلی برای همتون سالی پربار از موفقیت و شادکامی باشه. خب! حالا میریم سر اصل مطلب.
همون طور که قبلاً قرار گذاشته بودیم میخوام تو سال تحصیلی جدید با کمک شما دوباره نوشتن وبلاگ نشریه دانشجویی دستاورد رو شروع کنم. البته در اصل خاطرات دانشجویی خودم رو. شاید از میون این خاطرات مطلب به درد بخوری به دست اومد و واسه آیندگان عبرتی شد(ان شاءالله). واسه شروع هم از خاطرات دوران انتشار نشریه دانشجویی دستاورد(حدود دو سال و نیم) شروع میکنم.
اما قبل از شروع بایستی چند تا نکته خدمتتون عرض کنم:
1- عبارت «آن روزها» رو به اسم وبلاگ اضافه کردم تا نشان دهنده خاطرات دوران دانشجویی باشه. پس اسم وبلاگ از این به بعد هست: «دستاورد آن روزها»
۲- این مطالب صرفاً برداشت من از وقایع و اتفاقات دانشکده علوم حدیثه.
۳- واسه اونایی که احتمالاً نمیدونند دانشکده علوم حدیث چیه؟ بگم که این دانشکده که در سال1378 تاسیس و در جنب حرم حضرت عبدالعظیم(علیهالسلام) شهرری واقع شده، وابسته به آستان و زیر نظر حجتالاسلام ریشهری اداره میشه. من یعنی سید حسام ابتهی هم جزء دانشجوهای ورودی1379 این دانشکده هستم که تابستان1383 هم فارغالتحصیل شدم.
۴- مطالب این وبلاگ در ابتدای هر هفته به روز میشه.
۵- هدف از نوشتن این مطالب فقط بازگو کردن خاطرات دانشجویی منه و خدای ناکرده قصد جسارت به هیچ شخص حقیقی یا حقوقی ندارم.
۶- دوست دارم اگه انتقادی، پیشنهادی، مطلبی یا... دارید، حتماً به من منتقل کنید. آدرس ایمیلم رو پایان این مطلب نوشتم.
منتظر پیشنهادها و انتقادات سازندتون هستم.
وعده ما؛ اول هر هفته در
Dastavard.persianblog.com
پس تا هفته بعد خدانگهدار.
با تشکر
Abtahie2000@yahoo.com سید حسام ابتهی
1/7/1384
پیامهاى دیگران
( 1 نظر )
¤ نوشته شده در ساعت 23:18 توسط Sayyed hesam ابتهی
یکشنبه، 27 شهریور، 1384
تبدیل نام
به نام خداوند خوبیها
سلام همراهان همیشگی!
ضمن تبریک ایام فرخنده اعیاد شعبانیه بالاخص میلاد باسعادت حضرت مهدی(عجلاللهتعالیفرجهالشریف)؛ همینطور که در مطلب قبلی خوندید قصد دارم که از ابتدای سال تحصیلی جدید دوباره نوشتن وبلاگ نشریه دانشجویی دستاورد رو شروع کنم. البته این دفعه مطالب حول محور خاطرات یه جوون فارغالتحصیل البته از نوع علوم حدیثی و صد البته هفتاد و نهی میگرده؛ یعنی خاطرات خودم.
واسه شروع هم بهتر دیدم از خاطرات دوران انتشار نشریه دانشجویی دستاورد(حدود دو سال و نیم) آغاز کنم. هنوز تا اول مهر چند روز وقته و من منتظر پیشنهادها و انتقاداتتون هستم تا انشاءالله به یاری خداوند با هم دیگه بتونیم این راه رو ادامه بدیم.
تا یادم نرفته یه نکته رو بگم و اون اینه که چون در پایان هر مطلب وبلاگ، به صورت خودکار نام نویسنده سید محمد حسینینژاد درج میشه و ممکنه خونندهای فکر کنه که این مطالب رو آقای حسینینژاد نوشته، من با اجازه عزیز دلمون آقای حسینینژاد این نام رو به نام خودم تبدیل کردم تا بعداً خداینکرده سوءتفاهمی پیش نیاد.
انشاءالله از اول مهر هم مطالب این وبلاگ هفتگی به روز میشه؛ پس منتظر باشید، من هم منتظر پیشنهادها و انتقادات سازندتون هستم.
قربان شما
سید حسام ابتهی(ورودی79 و فارغالتحصیل83) abtahie2000@yahoo.com
27/6/1384
پیامهاى دیگران
( نظر بدین )
¤ نوشته شده در ساعت 23:22 توسط Sayyed hesam ابتهی
سه شنبه، 18 مرداد، 1384
شروع دوباره
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
سلام همراهان همیشگی!
قصد دارم که از ابتدای سال تحصیلی جدید دوباره نوشتن وبلاگ نشریه دانشجویی دستاورد رو شروع کنم.
البته مطالب این دفعه فرق می کنه. مطالب حول محور خاطرات یه جوون فارغ التحصیل البته از نوع علوم حدیثی شه. آره! منظور خودمم. به پیشنهاد بعضی از بروبچ تصمیم گرفتم خاطرات دوران چهار ساله دانشجویی ام رو به صورت وبلاگ در اختیار رفقا قرار بدم. منم فکر کردم وبلاگ دستاورد واسه این کار مناسب تره. شاید از میون این خاطرات مطلب به درد بخوری چیزی به دست اومد و واسه آیندگان عبرتی شد(ان شاءالله).
واسه شروع بهتر دیدم از خاطرات دوران انتشار نشریه دانشجویی دستاورد(حدود دو سال و نیم) آغاز کنم.
البته انتظار دارم در این مدت یک ماه و نیمه تا شروع سال تحصیبلی جدید من رو از پیشنهادها و انتقادای خودتون بهره مند کنید تا ان شاءالله به یاری خداوند با هم دیگه بتونیم این راه رو ادامه بدیم.
منتظر پیشنهادها و انتقادات سازندتون هستم.
قربان شما
سید حسام ابتهی
1۸/5/1384
پیامهاى دیگران
( بایگانی شده )
¤ نوشته شده در ساعت 1:9 توسط Sayyed hesam ابتهی